يکشنبه, شهريور 14, 1389
 
حدیث - يکشنبه, اسفند 16, 1388

 

 عن عائشه رضی الله عنها عن النبی صَلّی اللهُ عَلیهِ وَ سَلَّم قال: «مَثَلُ الذی یَقرَأُ القُرآنَ و هُوَ حافِظٌ لَهُ مَعَ السَفَرَةِ الکِرامِ، و مَثَلُ الذی یَقرَأُ وَ هُوَ یَتَعاهَدُهُ و هُوَ عَلیهِ شدیدٌ فَلَه اَجرانِ»؛ اخرجه البخاری فی: کتاب التفسیر، سورة عبس.

 
حضرت عائشه رضی الله عنها نقل می فرماید که رسول گرامی فرمودند: «کسانی که قرآن را با مهارت می خوانند و آن را حفظ می کنند با سفرای کرام(پیامبران الهی) می باشند و کسانی که به علت بدی حافظه خواندن قرآن برایشان سخت است، اما این مشقت را تحمل کرده، بر خواندن آن مواظبت دارند، آنان هم دو اجر دارند.»(یکی اجر خواندن و مواظبت بر آن و دیگری اجر قبول مشقت)




مقالات
تقلید و غرب زدگی

خاک وسر زمين اسلام مکانی است که خورشيد اسلام از آنجا نور افشانی را آغاز کرده ونهالش در آن ريشه دوانيده است. ودر نهايت امر جلوه گاه اجرای عقيده وشريعتش گرديده.به همين منظور اسلام همه ی تلاش خود را در جهت بر خورداری از سر زمين و وطنی آزاد ومستقل به کار گرفت. ووجوب هجرت ونياز به آن از مکّه به مدينه منوّره در عصر رسول خدا صلی الله عليه وسلم ، در راستای تحقّق وايجاد اين هدف بزرگ وعالی بود ؛ وجوب وحتميّت مبارزه برای دفاع از " دار الاسلام" کيان وهستی مسلمانان در همين مسير بوده است.

مسلمانان همواره در طول تاريخ حيات خود به خاطر حراست وپاسداری از هويت دينی، انديشه های والای اسلامی، حفظ ونگهداشت وجب وجب از کشور و خاک خود با قامت استوار واتکا ،  به نيرو های لا يزال در برابر اشغال گران به پا خاسته اند. چون در گذشته وحال استعمار غرب از تفرقه وضعف ما استفاده کرده وسربازان و نيروهای خود را با شعار های مزوّرانه  وعوام فريبانه به کشور های ما گسيل داشتند وبه سلطه ی خود در سر زمين های آزاد  ما تحکيم بخشيدند.مبارزه ودفاع مسلمانان از هوّيت خود در دو عرصه جلوه گير بوده است:
 أ ـ دفاع وحراست از انديشه وارزشهای اسلامی
ب ـ دفاع از سرزمينهای غصب شده ی مسلمانان
انديشه ی اسلامی ، پيام  و رسالت مسلمانان رمز وجود وهدف آنها از ادامه ی زندگی است که بدون آن زندگی برای ملت های اسلام ارج وبهائی نخواهد داشت و این خود سخت ترين وطولانی ترين مبارزه ی امت اسلام مي باشد . تهاجم نظامی خاک وسرزمين مسلمانان را مورد تهديد قرار مي دهد اما تهاجم فرهنگی، انديشه ها، افکار وشخصّيت آنها را مسخ ونابود می سازد.  تهاجم نظامی، يورشی ملموس وقابل درک است که به سادگی مورد قبول وحمايت قرار نمی گيرد وبا آن سرسختانه مبارزه می شود. اما تهاجم فرهنگی، بسيار مرموز، ناپيدا وخزنده است که بسان  ميکروب پيکر وتنه ی جامعه را دچار ضعف و بيماری می نمايد. تجاوز نظامی با زور وسرنيزه مردم را  سرکوب نموده وآنهارا مجبور به تسليم در برابر اشغالگران وخود کامگان می گرداند ودرعين حال ملت ها برای رهايی ورسيدن به قله های بلند آزادی از هر فرصت و وسيله ای استفاده می برند  ودر راه نجات سر زمين شان نهال آزادی را با خون های عطر آگين خود سيراب مي نمايند. اما تهاجم فرهنگی وفکری، انسانها وملت ها را از درون در هم مي ريزد، انديشه، اخلاق وسلوکشان را تباه مي گر داند  وسر انجام با ميل ورغبت خود به خدمت استعمار گران ومهاجمان در می آيند وبا دستان خود، شخصيت، افتخارات وتاريخ شان را در پای استعمار به ذبح می نشينند.واقعيت امر اين است که امت اسلام در طول تاريخ خود هيچ گاه با اين گونه تهاجم مهلک وخطر آفرين مواجه نبوده است . اين تهاجم پديده معاصر است که ملت ها ی مسلمان بيشتر با آن روبرو بوده، نظر وديدگاههای مسلمانان را ، راجع به اسلام، زندگی، تاريخ و حتی خود  آنها ، دگرگون ودچار ترديد نموده است. بر جهان بينی ، شيوه ی زندگی، دارای اثرات عميق بوده وتربيت، انديشه وفرهنگ، عادات وتقاليد، قانونگذاری، اقتصاد وسياست را متحوّل ساخته است.بزرگترين انديشه وتلاش غرب نوين بر روی کار آوردن وتربيت گروهی است، تا بار مسئوليت رهبری  فکری وفرهنگی را بردوش آنها بگذارند وبرای منحرف نشدن، چهار چشمی آنها را زير نظر دارند واز آنها بصورت همه جانبه حمايت می نمايند ومردم را هم در غفلت ومشغوليت های مادی ومعيشتی به حال خود رها کرده اند.يکی از نتايج آن، ظهور وپيدايش  پديده " علمانت" یا سکولاريسم به معنی جدايی دين از سیاست و زندگی اجتماعی است. در همين راستا لازم مي ديدند که سياست ، اقتصاد وعرصه های زندگی اجتماعی را به گونه ای از دين جدا گردانند که کور کورانه پای خود را ، جای پای روش های غربی بگذارند وروش نظام اسلامی را کنار نهند. اسلامی که روح آن جدايی ميان دين و دولت وحيات اجتماعی را به کلی مردود می شمارد.
مسيحيّت تقسيم انسان و دوپاره نمودن زندگی را ميان پادشاه وخداوند( جل جلاله) می پذيرد. همچنان که در انجيل آمده است: " آنچه را که به خداوند ارتباط دارد، در اختيار او قرار بدهيد ." اسلام اين نظريه را اساساً مردود می شمارد. خود قيصر وهمه ی آن چيز هايی را که در اختيار اوست  ، متعلق به خداوند تنهای توانا می داند. ورسالت خود را رسالتی فراگير وشامل همه ی ابعاد زندگی انسان می شمارد واحکامش دين ودنيا را شامل شده وبرای فرد وجامعه قانون تهيه وتنظیم می نمايد.
خداوند متعال می فرمايد:"أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ "[ سورة البقرة: 85]آیا به بعضی از کتاب ايمان می آوريد وبرخی ديگر را قبول نداريد؟" وهم چنین می فرمايد:" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً"[ سورة البقرة: 208]ای کسانيکه به خداوند و روز واپسين ايمان داريد ، داخل شويد در اسلام به تمامی " یعنی تمام فرامين وقوانين اسلام را که شامل تمام عرصه های زندگی است بپذيرید".اين موضوع را نبايد به دست فراموشی بسپاريم که نزاع ميان  دين ودانش يا بين کليسا و پيشگامان روشنفکری وآزادی که به شکست دين کليسايی در برابر فرشتگان دانش وآزادی انجاميد وبه دنبال آن دين از دولت یا کليسا از حکم داری جدا گرديد، نزاعی است که در تاريخ فرهنگ غرب وجهان مسيحيت وجود داشته و دارد. وآن مفکوره وپديده های شوم وناميمون در تاريخ فرهنگ وتمدّن اسلامی، دارای هيچ گونه سابقه وجايگاهی  نبوده و نيست زيرا از نظر اسلام دين عين دانش ودانش عين دينداری است ودر زير سقف مساجد ما بود که نهال دانش با دستان گرامی پيامبر خدا (ص) کاشته شد و زير بنای دانشگاه ها استوار گرديد. از برکت مسلمين، اروپای امروزی (600) سال از عقب ماندگی وتاريکی به پیشرفت  و روشنائی شتافتند.يکی از نتایج اين تهاجم همه جانبه وعميق بر روی انديشه وعواطف وزندگی مسلمانان، از دست دادن وضعف احساس وافتخار و بالندگی به هويت وشخصيت غرب است وپيدايش    پديده ی اجتماعی زهرآگين تقلید کور کورانه وهمه جانبه ، از تمام دستاورد های مادی و معنوی غرب مي باشد تا جايی که برخی از آنان خواستار آن شده اند که از همه ی مظاهر تمدن غرب بدون استثنا خير وشر، تلخ وشيرين آن پيروی وتبعيت بشود. اين فرموده ی رسول اکرم صلی الله عليه وسلم که هيچ گاه از روی هوی وهوس سخن نگفته است ، در اين رابطه چقدر رسا وبه جاست . ايشان می فرمايند:{ قَالَ لَتَتْبَعُنَّ سَنَنَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ شِبْرًا شِبْرًا وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ حَتَّى لَوْ دَخَلُوا جُحْرَ ضَبٍّ تَبِعْتُمُوهُمْ قُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى قَالَ فَمَنْ} صحيح البخاری:[6775 ]"مو به مو وگام به گام از فرهنگ وسنت کسانی که پيش از شما بوده اند پيروی می کنيد تا جايی که اگر آنها سر خود را در سوراخ سوسماری فرو برند ، شما هم همان کار را خواهيد کرد."از  ايشان سوال شد که منظورتان يهودیان ومسيحيان است ؟ فرمودند: پس می خواهيد منظورم چه کسانی باشد؟ " اين حديث ، به فراموشی سپردن هويت وشخصيت و اصالت اسلامی را بسيار زشت ونا پسند می شمارد ، از دست دادن هويتی که زمينه ی ذلت ، شرمساری ودنباله روی از پيروان ديگر اديان گذشته وتمدن های پيشين فارس وروم را که امروزه با اين نام وعنوانها از آن ياد نمی شود، فراهم ساخت. اما امروز آن تمدن ها وفرهنگ ها به گونه ای ديگر و در قالب پيمان های جديد وجود دارند. اين فرموده ی رسول گرامی اسلام دامنه ی دنباله روی همراه با خواری وسر افکندگی را با تعبير " مو به مو ، گام به گام " بيان می دارد واز سر فرو بردن در سوراخ سوسمار از نظر تنگی وتاريکی وگذرگاه های پيچ در پيچ وبی حاصل ، زبان زد همه است. ودر عين حال اگر صاحبان تمدن وفرهنگ های فريبنده وارد آن شوند، مقلدين وشخصيت باختگان هم، همان کار را خواهند کرد. اما در دنيای معاصر مدل جديدی از آن سوراخ که بسيار جذاب ودلکش است واز طريق روزنامه ها، راديو و تلويزيون به صورت ماهرانه ای برای آن تبليغ می کنند ، از مظاهر وفريبندگی های غرب است که پا به عرصه ی وجود گذاشته است. در هر صورت اسلام در عرصه ی قانون گذاری وجهت دهی اش بر استقلال وويژگي های شخصيت اسلامی در ساختار وظاهر آن تا آخرين سرحد اصرار می ورزد تا زمينه ی انحلال آن در فرهنگ ها وتمدن های ديگر فراهم نشود.  وداشتن ماهيت اصيل و انسانی خود را از دست ندهد. ومفهوم دعای مداوم مسلمانان که روزانه دست کم هفده بار در نماز هايشان آن را تکرار می نمايند، در رابطه با همان حفظ هويت واستقلال شخصيت اصيل اسلامی است.{اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ}[ سورة الفاتحة: 6-7] ما را به راه راست هدايت واستقامت واستوار بدار ، راه کسانی « پيامبران، راستان، شهدا ونيکان» که آنان را مشمول نعمت خود قرار داده ای، نه مسير وراه آنهايی « ستمکاران،کافران ومنافقان» که خشمت را شامل حال آنها گردانيده ای ونه راه وطريق گمراهان. غرب گرايان از ناآگاهی برخی مسلمانان با حقيقت و روح اسلام وبه دنبال کنار نهادن اسلام از رهبری وتوجيه جامعه استفاده برده وتلاش هايشان برای بازسازی جوامع اسلام بی حاصل نبوده است واسلام را عملاً در امور جزئی زندگی وگوشه مساجد وخانقاه ها محدود ومحبوس نموده اند. مسلماً اسلامي که بايد منبع قوانين قرار مي گرفت وشامل تمام عرصه ها وزوايای زندگی جوامع اسلامی در همه اعصار وقرون مي گرديد. زيرا يگانه قانون ونظام کامل وپوينده بود که از سوی يگانه ای بی همتا مطابق با سرشت و فطرت واستعداد انسان ها شرف نزول يافته بود، در همين رابطه می بينيد که رسانه های گروهی مانند: راديو ، تلويزيون وغيره... برنامه ای گاهی چند دقيقه ای را در زمانی مرده وبدون بيننده وشنوده برای موضوعی دينی روزانه يا هفتگی قرار داده اند.  در مدارس ومراکز تعليم وتربيت سهم بسيار اندکی را به اسلام اختصاص می دهند ، آن هم غالباً در ساعات وروزهايی کم وگاهی در اواخر سال تحصيلی که هم دانش آموزان وهم معلمين خسته وبی حال شده اند. وزمانی هم از ساعت مربوط به آن برای تفريح واستراحت استفاده می نمايند.ودر بسياری از موارد مسايل آن در ارتباط با جايگاه حکّام تاييد وپشتيبانی نظام رسمی وتوجيه اعمال آنان است. در تشکيلات ونظام اداری جايگاه اسلام را به اداره اوقاف محدود گردانيده اند. بدين گونه نيروهای غرب زده مدام وبه طور مستمر ، برای احصار نمودن مکانی اسلام در چهار ديواری مساجد و محدود گردانيدن زمان آن در هفته به روز های جمعه ودر سال به ماه رمضان واحکام آن را به اقامه ی نماز وروزه وبرخی شعائر کم تأثير ومحدودي که در کالبد مرده وبيجان مسلمانان روح آزادی، شجاعت، ايثار، مردانگی وخود محوريت را ندمد، تلاش مي کنند واسلام را از اثر گذاری وتوجيه اجتماعی براساس ارزشهای اسلامی و دميدن روح اسلام در آنها محروم گردانيده اند.اما اين حقيقت را بايد نظر داشت که ميدان انديشه ی اسلامی هيچ گاه ودر هيچ برهه ای از انديشمندانی استوار وجانباز که قهرمانانه در برابر تهاجم غرب زدگان قسم خورده اند، با اعتقاد وايمان راستين به خداوند پاک ايستاده اند، خالی نبوده است. چنان انديشوران ومتفکران گرانقدر که با قلب های مالامال از ايمان وعشق بخدا ومحبت قرآن وپيامبر ، عزيز ترين وپر بها ترين سرمايه ی شان را در راه اسلام عزيز قربانی کردند ........
علامه محمد اقبال، فيلسوف شرق، در اين مورد چه خوب گفته است:
شرق را از خود برد تقليد غرب
بايد اين اقوام را تنقيد غرب
قوت مغرب نه از چنگ ورباب  
نی ز رقص دختران بی حجاب
نی زسحر ساحران لاله ورست    
نی ز عريان ساق و ونی از قطع موست
محکمی او رانه از لادينی است         
نی فروغش از خط لاتينی است
قوت افرنگ از علم وفن است
            از همين آتش چراغش روشن است
حکمت وفن ای جوان  شوخ وشنگ               
مغز می بايد نه ملبوس فرنگ
اندرين ره جز نگه مطلوب نيست 
          اين کله يا آن کله مطلوب نيست
فکر چالاکی اگر داری بس است
            طبع دراکی اگر داری بس است 
دکتر يوسف قرضاوی

 

شما مجاز به مشاهده مشروح این خبر نمی باشید. شما می بایست ابتدا عضو سایت شوید.

نویسنده: Administrator Account        تاریخ ارسال: 1388/11/02         تعداد نمایش: 145

بازگشت
يك خطا رخ داد.
Error: Unable to load the Article Details page.


چاپ  
ارسال پیشنهادات






کد نمایش داده شده در بالا را در باکس زیر وارد نمایید
انصراف   ارسال
نظرسنجی
لطفا نظرخود را در مورد سایت اعلام فرمائید؟




ثبت نظر