يکشنبه, شهريور 14, 1389
 
حدیث - يکشنبه, اسفند 16, 1388

 

 عن عائشه رضی الله عنها عن النبی صَلّی اللهُ عَلیهِ وَ سَلَّم قال: «مَثَلُ الذی یَقرَأُ القُرآنَ و هُوَ حافِظٌ لَهُ مَعَ السَفَرَةِ الکِرامِ، و مَثَلُ الذی یَقرَأُ وَ هُوَ یَتَعاهَدُهُ و هُوَ عَلیهِ شدیدٌ فَلَه اَجرانِ»؛ اخرجه البخاری فی: کتاب التفسیر، سورة عبس.

 
حضرت عائشه رضی الله عنها نقل می فرماید که رسول گرامی فرمودند: «کسانی که قرآن را با مهارت می خوانند و آن را حفظ می کنند با سفرای کرام(پیامبران الهی) می باشند و کسانی که به علت بدی حافظه خواندن قرآن برایشان سخت است، اما این مشقت را تحمل کرده، بر خواندن آن مواظبت دارند، آنان هم دو اجر دارند.»(یکی اجر خواندن و مواظبت بر آن و دیگری اجر قبول مشقت)




مقالات
اعتماد به نفس

جهان هستی مجموعه ای است از قانون ها و قانونمندی ها و انسان در عرصه ی گیتی فرمانده ای است که خدای رحمان همه ی کائنات را به تسخیر اندیشه های او در آورده است. انسان ها هر گونه که فکر کنند زندگی می کنند و کیفیت زندگی انسان به کیفیت اندیشه های او بستگی دارد لکن اندیشه ها در وجود آدمی پدیده های مستقلی نیستند ، بلکه اندیشه ها از باورهای انسان دستور می گیرند .

نظام باورها ، اندیشه ها را می سازد ، اندیشه ها انگیزه ها را خلق می کنند ، انگیزه ها تلاش می آفرینند و تلاش ها دستاوردهای زندگی را تعیین می کنند . اما در میان همه باورهای آدمی ، باور به خود و یا اعتماد به نفس و عزت نفس ، مهم ترین رکن باورها و اولین پله از نردبان ترقی و سعادتو معراج یک انسان در مسیر کمال است . اعتماد به نفس ، بروز و ظهور عزت نفس در دنیای بیرون از اوست لذا دانشمندان آن را مهمترین عامل موفقیت یک انسان در عرصه ی زندگی می دانند . به نظر می رسد که ما انسان ها تنها یک رسالت بسیار مهم برای خلق یک زندگی زیبا داریم و آن رسالت این است که مرتبا با خود ملاقات کنیم و به توانمندی های بالقوه ی خود پی ببریم و به ارتقای شخصیت و ساختن نظام باورها و اعتماد به نفس خود بپردازیم تا بتوانیم زندگی زیبایی برای خود خلق کنیم و در همه عرصه های زندگی موفق شویم و به سعادت دنیا و آخرت برسیم .
اعتماد به نفس احساس ارزشمندی ، غنای دور بینی و احترام به خویش است . وجود ارتباطی صادقانه با خود ، راستگویی و توانایی عشق ورزیدن به همه کس و بالأخره داشتن تصویر ذهنی خوب از خود ، از نتایج غیر قابل انکار اعتماد به نفس است.
اعتماد به نفس با غرور تفاوت دارد :
غرور هزاران صفت خوب را می پوشاند ولی اعتماد به نفس آنها را عیان می سازد غرور و منیت آن است که بخواهیم به دیگران ثابت کنیم که از آنان برتریم در حالی که اعتماد به نفس به معنای آن است که خودمان را باور داریم .
ایمان به خدا گامی فراموش نشدنی در رسیدن به اعتماد به نفس کامل:
ایمان چیست ؟ ایمان ، باور قلبی نسبت به وجود خالق و آفریننده است . هنگامی که باور داریم در ورای دنیا و آنچه در آن وجود دارد ، وجودی باقی ، عادل و قادر و.... بر تمام اجزاء زندگی ما احاطه دارد و همه چیز را از دریچه ی حکمت او می بینیم ، ایمان داریم . هنگامی که در زمان تنهایی ، ترس و گرفتاری به او پناه می بریم و در دل ، خود را به او می سپاریم ، ایمان داریم . اعتقاد به داشتن یک حامی قدرتمند ،آرامش و رضایت خاطری به ما می بخشد که با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست . هنگامی که انسان خود را در پهنه ی فضا و در میان کهکشان تنها ببیند ، به طور حتم زندگی او ، رفتار و شخصیت او با کسی که خود را در فضای بی انتها ، موجودی کوچک و بی پناه تصور می کند ، تفاوت کلی دارد . فرض کنید که برای یک مصاحبه شغلی به یک شرکت بزرگ و معتبر مراجعه می کنید . شما را به اتاقی راهنمایی می کنند که تمام متقاضیان در آنجا انتظار می کشند . عده ای از آنها معرفی نامه ای در دست دارند که از طرف یک فرد قدرتمند بر رئیس آن شرکت نوشته شده و در آن فرد حامل نامه « سفارش » شده است . عده ای دیگر معرفی نامه ای ندارند حال چهره و حالت این دو گروه با هم قابل مقایسه نیست . آنهایی که در این آزمون پشتوانه ای محکم و استوار دارند ، چهره های راضی ، خونسرد و نگاه های آرام دارند و ازاعتماد به نفس کامل ، سرشار هستند . ولی آنهایی که بدون داشتن آشنا مراجعه کرده اند با رنگ های پریده ، و حرکات عصبی و نگاه های نا آرام مشاهده می شوند . تقریباً می توان گفت که وضعیت زندگی ما ، همانند افرادی است که می خواهند در یک آزمون مشکل شرکت کنند. در رویارویی با مشکلات و گرفتاری ما همه به دو دسته تقسیم می شویم . دسته اول کسانی هستند که به وجود خدا ایمان دارند ؛ آنها معتقدند که گرفتاری پیش آمده از حکمت خدا است و حل آن با کمک و رحمت خدا ، به زودی امکان پذیر است .
این عده که خود را زیر نظر خیر خواهانه خداوند می بینند ، انرژی و انگیزه ی خود را از دست نمی دهند . با اعتماد به نفس حاصل از ایمان خود به مبارزه می پردازند و بدون نگرانی به بارور ساختن و بهینه سازی زندگی خود می پردازند . زندگی تمام بزرگان و صحابه رسول الله سرشار از اعتماد به نفس آنهاست و اعتقاد داشتن به پشتوانه ای محکم و قدرتمند چون ذات الهی که با این نوع باورها توانستند زندگی خویش را بسازند و باعث ساخته شدن باورهای مردم زمان خود و بعد از خود شوند . اگر به زندگی عمر فاروق (رض) نظری بیفکنیم ، به وضوح خواهیم دید که چگونه اعتقادی نسبت به ذات الهی داشت و با اعتماد به ذات الهی و اعتماد به نفس کامل ، چگونه توانست در دنیای بشریّت تحول و دگرگونی ایجاد نماید . کسی که بتواند قوت علم ، قوت غضب ، قوت شهوت و قوت عدل را به تسخیر در آورد نمونه ای از اعتماد به نفس می باشد که این راد مرد تاریخ ، نمونه ی بارز چنین شخصیتی بود . شجاعت و دلاوری و اعتماد به نفس دو نوجوان به نام های معاذ و معوّذ در جنگ بدر برای کشتن ابوجهل ، خود نمونه ای دیگری از اعتقاد راسخ و ایمان به داشتن پشتوانه ی محکم آنها . بدون شک تربیت بدنی و توانایی جسمی خود مرحله ای در ایجاد اعتماد به نفس و آماده نمودن افراد برای ادای مسئولیت و حمل امانت الهی است . چنان چه عمر فاروق می فرماید : به فرزندانتان شنا و تیر اندازی تعلیم دهید و بیاموزید که چگونه بر روی اسب بپرند . بدهی است که این نوع احساس مسئولیت همراه آموزش شنا ، تیراندازی و سوار کاری از همان ابتدای دوران کودکی طفل احساس موجودیت و شخصیت خواهد کرد و اعتماد به نفس پیدا کرده به دنبال آن ، خواهد توانست مشکلات را به خوبی تحمل کرده و وظایف را به نحو احسن ادا نماید .
دسته دوم کسانی هستند که به هیچ نیروی ماوراءالطبیعه و قادری معتقد نیستند . تولد انسان را یک اتفاق و آنچه را که در زندگی شان رخ می دهد تابع قانون عمل و عکس العمل می دانند . فکر می کنید که در برابر مشکلات و ناکامی ها چگونه عکس العمل نشان خواهند داد ؟ آیا می توانند با آسودگی خاطر زندگی خود را دنبال کنند یا این که ترس و وحشت ناشی از تنهایی و بی فرجامی امکان هر نوع اشتباه یا اعمال خود شکنانه را بر ایشان مهیا می کند ؟ برای داشتن اعتماد به نفس واقعی که از درونی ترین لایه ی وجودتان ، یعنی روح سرچشمه گرفته باشد ، ارتباط خود را با خدا قطع نکنید به او بیندیشید و از او یاری بجویید. او را در هر جا و در هر لحظه حاضر و ناظر بدانید و به مهربانی و عدالت آن یگانه خالق قادر ایمان داشته باشید ارتباط با خدا مانند یک مکالمه تلفنی است که می تواند یک عمر ادامه داشته باشد . اما گاهی احساس می شود که این ارتباط قطع شده است . چه اتفاقی افتاده است ؟ آیا خداوند مکالمه را قطع کرده است ؟ خیر ، در واقع این ما هستیم که گاهی اوقات در زندگی آن چنان درگیر مسائل دنیایی و مادی خود می شویم که بدون این که بفهمیم ، تلفن را قطع می کنیم . اگر یکی از دوستان صمیمی شما در وسط یک صحبت دوستانه ، ناگهان تلفن را قطع کند و تا مدت ها دوباره با شما تماس نگیرد چه احساسی به شما دست می دهد ؟ آیا حاضرید دوباره او را به عنوان دوست بپذیرید ؟ اگر روزی به هنگام گرفتاری به شما پناه بیاورد و انواع و اقسام در خواست ها را از شما داشته باشد ، راجع به شخصیت و اخلاق او چه نظری خواهید داشت ؟ این کاری است که همه ما با خدا ، همه روزه انجام می دهیم . در حالی که او درهایش را به روی ما باز کرده و تلفنش را برای تماس ما آزاد گذاشته ، ما تماس نمی گیریم . فقط هنگامی که درخواست های درست و نادرست از او داریم به سویش باز می گردیم . قسم به خدا ، چون پشتوانه ای استوار باعث اعتماد به نفس ، انگیزه، شادی و نشاط و موفقیت می شود. ایمان به خدا شور و شوقی وصف ناشدنی به قلب و روح انسان می بخشد و در نهایت آرامش و امنیت خاطر واقعی را به انسان هدیه می دهد.

شما مجاز به مشاهده مشروح این خبر نمی باشید. شما می بایست ابتدا عضو سایت شوید.

نویسنده: SuperUser Account        تاریخ ارسال: 1388/10/26         تعداد نمایش: 220

بازگشت
يك خطا رخ داد.
Error: Unable to load the Article Details page.


چاپ  
ارسال پیشنهادات






کد نمایش داده شده در بالا را در باکس زیر وارد نمایید
انصراف   ارسال
نظرسنجی
لطفا نظرخود را در مورد سایت اعلام فرمائید؟




ثبت نظر