راستی چرا خداوند به ما چشم داد؟ چرا نعمت شنوایی و گویایی بخشید؟ چرا نیروی فکر و اندیشه و دانش، نفوذ اجتماعی، مال و ثروت و سلامتی و تندرستی عطا کرد؟ آیا جز این بوده که عظمت او را در این جهان ببنیم، راه زندگی را بشناسیم و با این ابزارها در مسیر تکامل گام برداریم؟ اگر نعمت الهی را به نحو شایسته مصرف کردیم شکر عملی است و چنانچه وسیله ای شد برای طغیان و خودپرستی و غرور و غفلت و بیگانگی و دوری از خداوند این عین کفران نعمت است.
بنابراین ابلیس دشمن ماست. او بود که سبب اخراج پدر و مادرمان از بهشت شد، تلاش میکند تا ما نیز به بهشت بازنگردیم بلکه همراه او به سوی جهنّم رویم... شیاطین (انس و جن) نیز یاران و دوستان اویند، از دستوراتش اطاعت میکنند و نقشههایش را اجرا مینمایند. هر روزی که خورشید طلوع میکند این دشمن دامهای جدیدی میگستراند و برای جلوگیری از وارد شدن به راه خداوند تلاشها مینماید.
در این آیات مبارکه ،خداوند اعراض مؤمنان را از لغو و گذشت آنان را بر لغو بیان می دارد.در سوره ی مؤمنون می فرماید:"والذين هم عن اللغو معرضون" .صفت خاصه ی مؤمنین این است که از لغو پرهیز می کنند و این صفت آنقدر مهم است که در کنار نماز خاشعانه - انجام زکات - محافظت شرمگاه - وفای به عهد - امانت داری و محافظت بر نمازآمده است و خاص به جهت داشتن این صفات، مومنان را وارثان جنت معرفی نموده است.
خانم خانه در فارسی وان مردانی را می بیند که آنقدر ثروتمند و جذابند که گویا از میان رومئو و ژوليت شکسپیر بیرون آمده و بازیگر شده اند. زنان میانسالی را می بیند که چگونه برای خود مثلث عشقی با حضور همسر و یک جوان بیست و چند ساله ایجاد می کنند. مرد خانه هم که نماد غیرت و مردانگی است و قرار است نماد مرد ایرانی باشد، زنانی را می بیند که شباهتی به همسرش ندارند.
فرزند عزیزم!
شخص مسلمان باید سعی نماید خود را به اخلاق حمیده و پسندیده متصف و از اخلاق پست و رذیله دوری نماید. اخلاق ذمیمه و اوصاف رذیله اخلاق و اوصافی است که شریعت مقدس اسلام از آن نهی فرموده است.
یکی از اخلاق رذیله و صفات بدی که شریعت مقدس اسلام و رسول گرامی از آن نهی فرموده اند، صفت کذب و دروغگویی است. این صفت ذمیمه منشأ و سرآغاز همه بدی ها و شالوده همه ناپاکی هاست و مضرات این صفت ناپسند را به طور خلاصه این گونه ایراد فرمودند:
اگر خشم به خاطر اموری دنیوی و انتقام باشد، نکوهیده است و مسلمان باید از آن پرهیز کند، اما اگر خشم به خاطر خداوند متعال و دفاع از شعایر دینی و مقدسات اسلامی باشد، کاری است پسندیده و قابل قبول، و بلکه لازم و حتمی؛ رسول الله ـ صلى الله علیه وسلم ـ نیز این گونه بودهاند، هیچگاه برای خود انتقام نمیگرفتند، اما اگر حرمتهای الهی هتک میشد، آنگاه دیگر چیزی جلوی خشم رسول الله ـ صلى الله علیه وسلم ـرا نمیگرفت.
سیدالتابعین امام حسن بصری رحمهالله از جمله افرادی به شمار میآید که از حالات صحابه، نسبت به سایرین بیشتر واقف است؛ وی میگوید: هنگامی که دعوت الهی به سوی مؤمنین آمد، آن را تصدیق کردند و از صمیم قلب به آن یقین کرده و قلب، جسم و دیدهشان در مقابل آن سر تسلیم فرود آورد؛ قسم به خدا هرگاه من آنان را میدیدم، گویا قومی را مشاهده میکردم که حالات قیامت را با چشم سر مشاهده میکنند.
يک زن و شوهر را تصور کن که سوار بر ماشين با هم به جايي ميروند. به جاي درگيري، آرامند، چون مرد با زن صحبت نميکند و مشغول رانندگي است. چه ميشود اگر در طول راه با هم خدا را ذکر کنند، حمد خدا را به جاي آورند، با هر الحمد الله يک نعمت خدا را ياد آور شوند. اين را بر کل خانواده پياده کن، در حالي که در ماشين هستند دو دقيقه لا اله الا الله بگويند، بعد از آن قوت ايمان در دلهايشان چگونه خواهد بود؟ خيلي زياد! در خانه چه رخ خواهد داد؟
اگر این وظیفه مهم ترک شود ، همه تباه خواهند شد و مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت . خداوند متعال می فرماید : «لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داود و عیسی ابن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون»، «کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون»( 78 و 79 مائده)؛ کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی پسر مریم از آن لعنت کرده شدند که نافرمانی خدا نمودند و از حکم حق سرکشی کردند. آنها هیچگاه از کار زشت خود دست بر نداشتند و چقدر آنچه می کنند قبیح و ناشایسته است .