بدون تردید عمر بن عبدالعزیز از خلال زندگی اش با قرآن و تفکرش در این دنیا دریافته بود که همانا دنیا سرای آزمایش و امتحان است، بلکه مزرعه آخرت است، بنابراین ظاهر و باطن خود را تسلیم خداوند کرده و راه زهد و پارسایی را در پیش گرفت.
عده ای بر این باورند که ذخیره حدیثی، حدود یک قرن فقط با حفظ نمودن متداول بوده و نوشتنی در کار نبوده است.اما سرچشمه این اندیشه ناصواب، اخبار و روایاتی است که پژوهش گران حوزه علم حدیث قبل از ایشان در باره تدوین حدیث منتشر کرده اند و آنها بر این اعتقاد بودند که مدون اول این علم، ابن شهاب زهری متوفی 125هـ ق است.
اولین کسی که موضوع شهادت را بوجود آورد ابراهیم بن یسار بود که عبدالکریم شهرستانی مورخ مشهور –صاحب کتاب الملل و النحل- می نویسد: که یازدهمین مورد از تفردات او توهین به بزرگان صحابه(رض) بود . او داستان دروغین جعل کرد و گفت : عمر(رض) در روز بیعت شکم حضرت فاطمه(رض) را زد و او سقط جنین کرد و گفت: خانه را با ساکنانش بسوزانید که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه که اهل سنت هم نیست ، می گوید : آن روایت هایی که نقل شده که به خانه فاطمه(رض) هجوم آورده اند و اینکه هیزم جمع کردند تا خانه اش را بسوزانند ، این یک روایت واحدی است که معتبر نیست نه در مورد صحابه(رض)، بلکه در مورد هیچ مومنی این گمان نمی رود که این کار را بکند.
کدامین آسمان مرا سایه میکند.. و کدامین زمین مرا در خود جای میدهد.. اگر آنچه شایستهی اوست، ننویسم؟!!
ولی چگونه؟! در حالی که نمیتوانم؛ بلکه محال است که بتوانم از دختر پیامبر خدا ـ علیهما السلام ـ آن گونه که برازندهی اوست، بنویسم.
چه طور میتوانم از شخصیتی بنویسم که پیامبر صلى الله علیه وسلم او را پدر است و علی او را همسر و خود مادر حسن و حسین است؟!
شرافتی که او دارد، در هیچ زن دیگری دیده نشده و نخواهد شد.
بزرگ بانوی زنان جهان! سیدهی بانوان بهشت! جگر گوشهی رسول خدا صلى الله علیه وسلم.[۱]
عبد الله بن مبارک نقل می کند: باری به قصد سفر حج بیت الله زیارت مسجد نبوی به راه افتادم در مسیر راه چیز سیاهی از دور توجه ام را به خود جلب کرد، به سیاهی کنجکاو شدم، پیرزنی سالخورده است که لباس و چادر پشمی به تن دارد، با او سلام گفتم، در پاسخم گفت: « سَلَامٌ قَوْلاً مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ » از سوی پروردگار مهربان، درود وتهنیت گفته میشود.
به او گفتم: خدا بر تو رحم کند، اینجا چکار میکنی؟
خداوند متعال به امام زهری رحمه الله چنان قوت حافظه و ذکاوتی عنایت فرموده بود که به گفته برادرزاده اش محمد بن عبدالله بن مسلم، ایشان قرآن کریم را در هشتاد شب حفظ نمود.(11)
ابن وهب از لیث روایت می کند که ابن شهاب فرمود: هر چه را به حافظه سپردم، هرگز فراموش ننمودم. (12) لیث می فرماید: ایشان خوردن سیب ترش را ناپسند می دانست و می فرمود: به سبب آن فراموشی در حافظه رخ می دهد. و خوردن عسل را دوست داشت و می فرمود: خوردن عسل، سبب تقویت حافظه می گردد.
صلاحالدین این کار بزرگ را با اتکاء بر درک درست از اولویتها و فهم عمیق شرایط خاص که باید در آن از هدر رفتن توان امت در جنگها کلامی و درگیریهای جانبی جلوگیری کرد انجام داد. آنچه هم اکنون در نظر است از تاریخ بیاموزیم بازخوانی و تبیین تعامل صلاحالدین با حاکمان دولت علوی و فاطمی در مصر است که در مخالفت با خلفای عباسی خود را خلیفه خواندند و با ابراز مذهب عقیدتی و فقهی خویش بر جمهور امت خروج نمودند. کاری که هیچ طائفه مسلمان معتبری در تاریخ انجام نداده بود و چنان اهل سنت را در مصر تحت فشار قرار دادند که خواندن صحیح بخاری جرم به حساب میآمد!
امروزه رسالت مسجد به کناری نهاده شده و از بسیاری از این وظایف و خصوصیتها محروم مانده تا جایی که به جز ضعیفان کسان دیگری به مسجد نمیآیند. نگاهها به سوی امامان مساجد به گونهای است که آنان نیازمند نان بخور و نمیری برای گذران زندگی هستند، همان طوری که متأسفانه برخی از امامان مساجد دانش ناچیزی از دین و معلومات پیش پا افتادهای داشته و از علوم دنیوی هیچ بهرهای ندارند.
ابوبکر از همان اول کار از مردم خواست که در کار خلافت اگر وی به راه راست می رود او را یاری کنند و اگر به کژی می گراید به راه راست بازش آورند. شیوه یی هم که در تمام مدت خلافت خویش ورزید ، پیروی بود از آنچه سنت پیغمبر خوانده می شد.
زیرا داستان نهضت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و سلم است که برای خدا قیام نمود و انسانیت را به نهضتی فرا خواند که اساس آن آزادی، عدالت و شرافت است، او می خواست تا مردم از ظلم و جور حاکمان زمان، رهایی یابند و عدل و قسط و برادری و برابری در همه جا گسترش یابد و برای تحقق این آرمان والا و الهی، با عشق و ایمان و با کمال شجاعت و شهامت قدم برداشت و در نهایت با فدای وجود با ارزش خویش به همگان درس آزادگی و عزت آموخت.