
عزت و افتخار واقعی ما در گرو ایمان و محبت به خدای متعال است
امروز جمعه 23 دی ماه 1390 جناب مولوی منصوری -مدرس حوزه علمیه احناف خواف- با قرائت حدیث «عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَجَدَ حَلَاوَةَ الْإِيمَانِ مَنْ كَانَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا وَمَنْ أَحَبَّ عَبْدًا لَا يُحِبُّهُ إِلَّا لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَمَنْ يَكْرَهُ أَنْ يَعُودَ فِي الْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْقَذَهُ اللَّهُ مِنْهُ كَمَا يَكْرَهُ أَنْ يُلْقَى فِي النَّارِ» در مورد محبت بنده نسبت به خدا مطالبی ایراد فرمودند. ایشان گفتند: رسول خدا(ص) فرمودند: سه چیزند که اگر در وجود هر کسی پیدا شود، شیرینی ایمان را درک خواهد کرد: 1) خدا و رسولش از همه چیز نزد او محبوب تر باشد. 2) کسی را که دوست دارد فقط به خاطر خدا دوست داشته باشد. 3) از برگشت به کفر چنان نفرت داشته باشد که از ورود به آتش متنفر است. چه عملی انجام دهیم تا حلاوت ایمان در وجود ما پیداشود؟ اگر انسان نسبت به خدا و پیامبر عشق و محبت داشته باشد ، شیرینی و حلاوت ایمان را درک خواهد کرد ، ولی اگر کسی نسبت به خدا ایمان و عشق نداشته باشد از زندگی خود چیزی نمی فهمد . بطور مثال ، کشور سوئد به عنوان بهشت دنیا تعبیر می شود ولی چون انسان های آنجا نسبت به خدا ایمان ندارند دست به خودکشی و جنایت می زنند . اگر ملتی عشق به خدا داشته باشد دارای عاطفه است و عشق و علاقه ی انسان نسبت به زندگی زیاد می شود ، اما اگر این فطرت در درون او خالی بود تمام زندگی برای او بی ارزش است. ایشان افزودند که ما خودمان را آزمایش کنیم و ببینیم عشق ما به چیست ، باید ما به چیزی محبت بورزیم که بقا داشته باشد که همان عشق به خدای عالم و محبت به سیدنا محمد (ص) می باشد که همیشه جاودان است. ایشان در ادامه فرمودند: کسی که گناه می کند آیا واقعا عشق به خدا دارد که پاسخ آن را قرآن می دهد: «قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّـهُ بِأَمْرِهِ ۗوَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»؛ بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیلهی شما، و اموالی که فراچنگش آوردهاید، و بازرگانی و تجارتی که از بیبازاری و بیرونقی آن میترسید، و منازلی که مورد علاقهی شما است، اینها در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد، در انتظار باشید که خداوند کار خود را میکند (و عذاب خویش را فرو میفرستد). خداوند کسان نافرمانبردار را (به راه سعادت) هدایت نمینماید. (توبه: 24) که خداوند در این آیه ، هشت مطلب را در یک کفه ترازو و محبت خود را در کفه دیگر ترازو قرار داده است. اصحاب بزرگوار به خاطر ترجیح دادن محبت خدا و رسول بر دنیا به درجات بسیار والایی نایل گردیدند. پیامبر خدا (ص) می فرمایند : خدا را دوست داشته باشید چون خدا تمام نعمتها را در اختیار شما قرار داده است. حضرت علی (رض) می فرماید : ای انسان ارزش تو از پست و مقام و از دنیا بالاتر است و خود را به دنیای بی ارزش مفروش. بزرگان می فرمایند : بعضی انسانها به خاطر پست خود به شخص پَستی تبدیل می شوند. خلاصه اینکه اگر کسی ادعا می کند خدا را دوست دارد ، باید به فرامین الهی عمل کند و چنان محبتی به خدا داشته باشد همچنانکه عاشق مجازی نسبت به محبوبه خود عشق دارد و هر کاری را می کند تا محبوبه و معشوقه خود را راضی بکند. جناب مولوی منصوری در پایان به نمونه هایی از کسانی که نسبت به خدا ایمان واقعی و عشق و محبت واقعی داشتند اشاره نمودند که چند مورد در اینجا ذکر می شود. وقتی ابوایوب انصاری(رض) جزیره قبرس کنونی را فتح کرد در کناری شروع به گریه کرد ، از او سوال شد چرا گریه می کنی در حالیکه باید خوشحال باشی؟ من به خاطر پیروزی گریه نمی کنم من گریه می کنم بر این ملتی که روزی از خدا فراموش کردند و این انقلاب به سراغ آنان آمد و ذلیل شدند ، از این می ترسم که این بندگان روزی خدا را فراموش کنند و به همین سرنوشت دچار بشوند. در بابل عراق وقتی حضرت ابراهیم(ع) را به عنوان جوان ماجراجو معرفی کردند و نمرود در تمام جنگ ها شکست خورد و تصمیم گرفت که او را به داخل آتش بیندازد ، خدا به جبرئیل ندا داد تا ابراهیم را نجات دهد ، جبرئیل خدمت ابراهیم حاضر شد و به او عرض کرد: به کمک نیاز نداری؟ ابراهیم(ع) فرمود: از تو نه بلکه از خدا می خواهم، چون او مرا می بیند و از من فراموش نکرده است. حضرت ابراهیم در این میدان بذر توحید را کاشت و مردم از آن بعد او را به عنوان قهرمان توحید شناختند. وقتی انگلیس مردم هند را تحت استعمار خود قرار داد، برای جلوگیری از رسیدن کمک به دارالعلوم دیوبند آنجا را محاصره کرد؛ مدتی پس از محاصره دارالعلوم دیوبند، کامیون های مواد خوراکی را به دارالعلوم دیوبند فرستاد . مسئول مدرسه گفت: باید اول ما از ناظم مدرسه اجازه بگیریم ، وقتی سوال کردند ناظم گفت: من قبل از قبول این هدایا باید وصیت نامه موسس دار العلوم دیوبند را بررسی کنم تا ببینم در آن نسبت به منابع تامین مالی آن چه توصیه ای شده است؛ وقتی به آن مراجعه نمودند در آن نوشته بود که جهت تامین هزینه های مالی دارالعلوم: اولا: از سرمایه دولت ها نگیرید. ثانیا: از ثروتمندها اگر دادند بگیرید و اگر ندادند مطالبه نکنید. ثالثا: از فقراء به زور بگیرید. با این دیدگاه خالصانه بود دارالعلوم دیوبند انسان های نمونه تحویل جامعه داد . مولانا ابوالکلام آزاد یکی از کسانی است که نسبت به شبه قاره هند خدمات زیادی انجام داده است و یکی از شاگردان این مکتب می باشد، قاضی انگلیسی در وقت محاکمه ایشان می گوید: فقط یک جواب بده و بگو که من مسئولیت این کارها را به عهده نداشتم. مولانا ابوالکلام آزاد پاسخ می دهد: هرگز! اگر صد بار مرا بکشید باز همین حرف را می گویم و فقط فیصله دنیای من به دست توست ولی فیصله آخرت به دست خدا است. در پایان مولوی منصوری به همه مردم و از جمله جوانان عزیز گوشزد کردند که عزت و افتخار واقعی ما در گرو ایمان و محبت به خدای متعال است. گردآوری شده توسط: شمس الدین مطهری/طلبه حوزه علمیه احناف خواف حلاوت ایمان شیرینی ایمان محبت خدا محبت رسول ارسال شده در مورخه : جمعه، 23 دي ماه، 1390 توسط admin
مرتبط باموضوع : حجاب زندانی نیست که زنان در آن محبوس باشند + صوتی [ جمعه، 7 بهمن ماه، 1390 ] 296 مشاهده
بيداری اسلامی معلول رکودی است که جوامع اسلامی در خود ایجاد کرده اند + صوتی [ شنبه، 22 بهمن ماه، 1390 ] 260 مشاهده
کسی که به اندازه یک ذره تکبر در وجود او باشد، وارد بهشت نمی شود [ جمعه، 18 آذر ماه، 1390 ] 128 مشاهده
علت اصلی اختلافات مسلمانان، فاصله گرفتن از سیرت پیامبر اکرم(ص) است + صوتی [ جمعه، 14 بهمن ماه، 1390 ] 177 مشاهده
تا زمانی امت اسلامی به اسلام پایبند بود، در مدت کوتاهی جهان را به نور توحید منور ساخت + صوتی [ شنبه، 19 فروردين ماه، 1391 ] 59 مشاهده
|
امتیاز دهی به مطلب
|